صدقه رفع بلا
عرضم به حضور جنابانی که احمدی نژاد را ولی نعمت خود می دانند . نه رییس جمهوری که وظیفه شه .
آخه بشر . آخه خدا زده .
مروجین گدا صفتی هستند که با دادن صدقه / از نوع سیب زمینی مجانی به روستاییان محروم ... و الی آخر ... رای بی زبان جمع می کنن و ... الی آخر .
بله . این معلم شعور سیاسی اش بیشتر از نیست . چرا ؟
چون صبح علی الطلوع نمی ره روزنامه ی کیهان مطالعه کنه و تا شب به جان مروج گدا صفتی دعا کنه و ... الی آخر و تازه شم :
مهم :
به جان هیچ رای آورده و نیاورده هم دعا نکرده و الی آخر و
همه را کمی تا قسمتی سر و ته یک کرباس می داند و الی آخر .
این معلم هر چه می خواهد دل تنگش گفته و می گه .
خاک تو سر هر چی گدا که نمی دانند در حال حاضر اقتصاد این مملکت به جایی رسیده است که چه معلم و چه کارگر و الی آخر ... باید بیشتر بگیرند و باید بیشتر مطالبه داشته باشند .
طرف در عالم تکدی گری دولتی خیال کرده که اگه چندرغاز به حقوق این معلم اضافه شده ، جناب احمدی نژاد صدقه فرموده !!!
تف بر این نافهمی و بی غیرتی و اینا و... الی آخر .

شب پنجشنبه و سخنرانی تلویزیونی احمدی نژاد
هر چه نشستیم و گوش دادیم ، از نقد و نظرات خبری نشد که نشد ! بر آن شدیم تا شعور سیاسی خود را به رخ اهالی وب بکشیم .
احمدی نژاد در نطقی آشکار و تبلیغات پس از موعد انتخاباتی :
خود را اصلاح طلب نامید ! / از روی نوشته /
نسبت به برخورد پلیسی با فرهنگ اظهار تنفر کرد . / از روی نوشته /
و از همه مهم تر :
بیان داشت که آزادی می هد . / از روی نوشته /
حالا چرا؟
گمانم این بی بی سی و اینا به خنگی این معلم نیستند تا تفسیری بر آن داشته باشند !
تفسیر :
حالا که این مردم / چه ارازل و اوباش خیابانی و چه دانشجو و چه اختشاشگر / آزادی می خواهند ، چرا خودمان به آنها ندهیم ؟! / احمدی نژاد در دلش گفت ! /
مگر دست ما اینشکلیه ؟! / این شکلی دیگه . /
اینها که تا نگیرند ، ول کن نیستند . پس چه بهتر که ما بدهیم و حال حماسی اش را هم ما ببریم ! / در دلش گفت /
این شد تفسیر آن نطق حماسی . از وبلاگ این معلم .
حالا بماند که در نماز جمعه ای که در تلویزیون پخش شد ، خطیبی از دولت تقاضا داشتند که گشت ارشاد را برگرداند !
تا ببینیم .
مگر نه اینکه بر اساس نطق حماسی احمدی نژاد ، دیگر از فردا می شود کمی آزاد بود ؟ و کمی آزاد گشت و کمی آره ؟ ! / منظور کمی تظاهرات است / و پلیس از دور لبخند بزنه و یا دست تکان بده !
چی بگم وله . شعور سیاسی این معلم به اینجاش قد نمی ده .
گمانم هر کس رییس جمهور بشه . باید هر قدمی بر می داره اون را توی بوق و کرنا کنه !
مثلا اگه یه کلنگ زمین بزنه
یه جوی آب بکشه و ... باید به عنوان یک حماسه ی تاریخی ازش یاد کنه !
چرا ؟
دولت نهم این بدعت را گذاشته .
غافل از اینکه حق مردم بوده . غافل از اینکه وظیفه اش بوده .
راس می گن یا دروغ ... نمی دونم .
اما دارم کم کم می فهمم که تا امروز ایران رییس جمهور نداشته .
عکس شاه رفت ... عکس رییس جمهور آمد و ...
خلاص .
عجب !! ( این معلم می گه )
دولت نهم اینقذه نکته ضعف داشته و ما بی خبر ؟!
یا این 3 کاندیدای دیگه براش حرف در آوردن که رییس شن ؟
قدیما می گفتن " سنگ پای قزوین " !
امسال هم کار بازی با اذهان را با رنگ استارت زدن .
انگار اینجا فرانسه اس !
طرفدارای فلانی ، از دم در مغازه و خونه ، تا دمب مانتو و پر کلاهش را روبان فلان رنگ می زنه .
غافل از چیزی که پشت رنگها و این ایده پنهانه .
نمی گم همه سر و ته یک کرباسن . همه جا خوب و بد هست . حتی بین کاندیداهای ریاست جمهوری .
اما این ایده های تبلیغاتی مال نیکسون و ژاک شیراک و .. ایناس .
جوری حرف می زنن که انگار نه انگار اینجا ایرانه و برای ارشاد مردم ، برای تغییر فرهنگ مردم "" نظامی " دست بکاره!!! / و هزاران علامت سوال / بابا منظورم گشت ارشاده دیگه /
حالا شدیم دمکراسی ، عینهو دمکراسی غرب !!
کاندیداها آزادانه رودرروی هم وای می ایستن و پته ی هم را روی آب می اندازن !
لابد "" زن و شوهر ... ببخشید ... کاندیداها دعوا کنن ، ابلهان باور کنن ""
شنیدیم موزه ی هنرهای معاصر از تابلوهای گنجینه اش به نمایش گذاشته . تابلوهایی از ونگوگ . گوگن . پیکاسو . سالوادر دای !!! و ...
نمی گین دولت نهم که تمام بودجه ی مملکت را داده دست وزارت دفاع که موشک هوا کنن ، این گنجینه را از کجا اورده ؟
بدا به حال مملکتی که جوانان و نوجوانانش همه چی را باور کنن .
کاش می گفتن تابلوها را چه کسی و در چه زمانی خریده و به ایران آورده ! " نگو زن شاه که کفر گفتی "
حالا هم ناگهان آزادی .
دوربین تنها دختری را که موهاش ریخته جلو صورتش را نشان می ده که داد می زنه " من رای نمی دم "
و پسر ریشو می گه " من رای می دم و صدها پسر ریشی دیگه و خواهران محجبه شان داد می زنن که ما رای می دیم .
بله . این بی حجابها هستن که رای نمی دن .
اصلاً بگو توی دانشجو چکاره ی مملکتی که رای بدی یا ندی ؟
رییس جمهور را روستایی ها انتخاب می کنن که 3 ماهه سیب زمینی مجانی دریافت می کنن و به جان دولت نهم دعا می کنن .
کفر نگو معلم .
از نان خوردن می افتی بیچاره
درود بر دولت نهم و دهم و یازدهم و ...
این تابلو از سالوادر دالی تقدیم به رییس جمهور دهم
آه... آش ...روزم مبارک
روزها چون آب در لوله
و شیر آبی باز
می گذرند .
انگار
همین پارسال بود
که در شیرجه ای جانانه
غرق شدیم
شادی را
و شوررا کنار دیگ سالخورده ی آشپزهای متعدد
شاهزاده وار
گوش جان به قصه های شهربانوهای نر و ماده سپردیم
آه ... / کنایه از داستان هزار و یکشب است
که تا شاهزاده خواست سر شهربانو را ببرد ، دید هزار و یک شب پای قصه های زنیکه نشسته است
و تازه شم
از او چندین قد و نیم قد پس افتاده است
و کور شوم اگر دروغ بگویم ./
حالا هم همین اوضاع
تا آمدیم بر سر بکوبیم که ما را دریابید
دیدیم پای قصه های نیم قصه ی آموزشت و پرورشت پیر شده ایم
این است پاس داشت ادبیات کهن در چندین فوریتی های مجلس شورا
و در هزار و یکمین که نه ... در آستانه ی دهمین دولت .
گمانم
قصه ای تازه دارند بار می گذارند
که رویش روغن است و گاه شور و
آه ... گاه بی نمک .
شیر دلم چکه می کند به ناز
ای دلم درد دارد های بسیار
آشم بدهید ... کشکم بدهید ... آه ...
و اگر بی نسخه مرحمت کردند
دزدکی ... دیازپامی در آش من بنهید
آه ... دیگر نمی توانم یک سال دیگر
یک سال دیگر ... خود را به خواب بزنم
/ این قطعه با گیتار و 4/4م زده شود /
